تبلیغات
مقاله عمرانی - اجرای ساختمانهای بتنی فصل دوم

اجرای ساختمانهای بتنی فصل دوم

سه شنبه 11 بهمن 1390 10:52 ق.ظ

نویسنده : سید مصطفی ابراهیم نیا

فصل دوم

طراح، محاسبه و پیمانکاری ساختمان:

در شناسنامه ساختمان، بخش مربوط به سابقه کار افراد زیر وجود دارد:

الف) طراح ساختمانی (یعنی مهندس معماری)

ب) مهندس محاسب

ج) سازندگان و مجریان کارگاه که شامل:

پیمانکار، مهندس، سرپرست کارگاه، تکنسین، معماری و به طور کلی افراد مسئول بخشهای فنی در تعدادی محدود و یا کسانی می باشد که در امر احداث ساختمان از شروع کار و یا قسمتهایی از اجرای آن شرکت موثر داشته اند. در این بخش آدرس کار (شرکتها) شماره تلفن آنها ثبت می شود. در صورت بروز اشکال از نامبردگان که با جزء جزء اجرای ساختمان آشنایی کامل دارند، کمک گرفته می شود تا تعمیرات اصولی با توجه به نقشه های موجود به شکل کامل انجام می شود به طور کلی شناسنامه ساختمان در هنگام خرابیها و تعمیرات از جهات بسیار مفید است و با کمک ها و راهنماییهای آن، تعمیرات در زمان کوتاه و با صرف هزینه کم انجام می شود.

محل احداث ساختمان:

مطالعاتی که قبل از شروع کارهای در رابطه با محل ساختمان باید انجام شود، مسائلی مانند اثرات جوی، بارندگیها، تغییر درجه محیط که بخصوص در فصول سرد و یخبندان تأثیرات نامطلوب و مخرب در مصالح، اجزا و قسمتهای ساخته شده بنا می گذارد.

قابل توجه اینکه، در هر راه اندازی مجدد و تا جا افتادن کارگاه از جهات مختلف، اشکالاتی فراوان وجود دارد،از جمله مسائل فنی، جمع آوری کارگردان مورد نظر بخصوص در برداشتن هزینه بیشتر که اولاً: باعث تأخیر در تحویل بنا ی شود؛ ثانیاً: قیمت تمام شده ساختمان را افزایش می دهد.

قبل از شروع یک طرح ساختمانی کوچک یا بزرگ، باید مقاومت زمین زیر پی جهت دیوارها برای طراح مشخص شود تا بتوانند بر مبنای آن محل ستونها، دیوارها و در مجموع طرح را به وجود آورد، معمولاً زمینهای مرغوب، رنگ سبز تیره با دانه های خاک متراکم و چسبندگی زیاد دارند.

انواع گوناگون زمین ماسه ای، رسی، دج، سنگی و یا مخلوط نامتناسب هستند.

اکثر زمینهای ایران از انواع زمینهای رسی است. این زمینها مقاوم هستند و چنانچه خاک ریز دانه و درشت دانه ماسه در آنها وجود داشته باشد. قابل اطمینان خواهد بود. در بعضی موارد بنا روی زمینهای شیب دار رسی احداث می شود، در این حالت باید به اصول پایداری بنا توجه شود تا در موقع حرکت زمین خطر رانش به وجود نیاید.

زمینهای دج نیز ترکیبات کامل، متراکم و قابل اطمینان دارند که بناهای مرتفع را می توان روی آن احداث کرد.

به طور کلی زمین لایه ها و موارد متشکله مختلفی دارند که هر لایه آن مورد آزمایش قرار گیرد، در بناهای معمولی، از طریق چاه کنی و خروج لایه های خاک می توان از نوع زمین آگاه شویم، اما جهت احداث های بناهای مرتفع، با گمانه زدن (سونداژ) از لایه های مختلف پی سازی و احداث بنا انجام شود.

در بعضی موارد، زمین مورد نظر ماسه ای و یا از نوع خاک دستی است. در این حالت، پی کنی تا سطح زمینهای سخت پیشروی می کند و با پی سازی اصولی و در صورت نیاز پی های صفحه ای احداث می شود.

به طور خلاصه، شناخت خاک زمین جهت عملکرد طراح و  محاسبات از مسائل اولیه و بسیار مهم برای ساخت یک بناست که بی توجهی به آن، مشکلات و خسارات زیادی به بار می آورد.

انواع نقشه های ساختمانی:

نقشه های اولیه معماری که بنا را به شک لسه بعدی (پرسپکتیو) نشان می دهد، برای تفهیم به مجریان بسیار سودمندند. معمولاً نقشه های فنی و اجرایی در سه فاز تهیه می شود:

الف) نقشه های معماری:

این نقشه ها به منظور مشخص کردن ابعاد بنا جزئیات ظاهری و بناسازیهای داخلی و خارجی برای

تفهیم مسائل به سازندگان و مجری ساختمان تهیه می شود. آنها می توانند پس از اجرای یک

سلسله مسائل فنی، بنای مورد نظر را در چهار چوب طرح معماری بسازند.

ب) نقشه های اجرایی:

این نقشه های با جزئیات گوناگون مانند پلانهای موقعیت، پی سازی، تیرریزی، شیب بندی، برش، نما و ... با مشخصات هر چه دقیق تر جهت اجرای دقیق و اصولی تهیه می شود که سازندگان با استفاده از آنها و همچنین نقشه های جزئیات که از نقشه های ذکر شده تهیه می شود کار را دقیق و اصولی اجرا می کنند.

همچنین با توجه به دفترچه مشخصات ریز مقادیر (آیتمها)، اسکلت ساختمان به شکل سفت کاری و نازک کاری ساخته می شود.

در بناهای بزرگ، وجود مهندسان معمار، محاسب و همکای نزدیک آنها با همدیگر باعث می شود که طرحی به وجود آید. بدون این همکاری، مسئله ساختن بنای عظیم غیر ممکن است.

ج) نقشه های تأسیسات:

این نقشه ها نیز جدا از نقشه های معماری و استراکچر، شامل کلیات و جزئیات آبرسانی، فاضلاب، تهویه، دستگاه های گرم کننده و سرد کننده و به ویژه روشنایی برق است.

همان طور که می دانید، این نقه ها به هنگام تعمیرات بسیار مفید است. بخصوص در هنگام زلزله، سیل و حریق که قسمتی از بنا از بین می رود با استفاده از نقشه های موجود در شناسنامه می توان ضایعات پدید آمده در ساختمان را نوسازی کرد.

معمولاً برای اجرای ساختمان باید با توجه به زمان بندی مشخص، نشه های لازم و از قبل آماده شده، مسائل اقتصادی و اجرایی و تمامی موارد دیگر به انجام کار اقدام کرد.

اکثر اوقات، شروع کار بنای ساختمان با پیگیری مراحل مختلف اجراء با سرعت بخشیدن در پیشبرد آن و بدون تعطیل شدن در زمانهای طولانی دنبال می شود تا در مدت زمان پیش بینی شده به مراحل پایانی برسد.

موارد استفاده از نقشه های تأسیساتی و برقی:

به طور کلی در هر پروژه شناسنامه نقشه های تأسیساتی و برقی ویژگی خاص را دارد. اگر در وضع لوله های آبرسانی، لوله های فاضلا و یا دستگاههای گرم کننده و سرد کننده به علل مختلف اشکالاتی به وجود آید، مخصوصاً در مواقعی که سیم کشی ها نیاز به تعمیرات داشته باشد، وجود نقشه های برقی و تأسیساتی اهمیت زیادی پیدا می کند.

در بناهای بزرگ برای عبور کلیه لوله های تأسیساتی و برق، کانالهای عمودی و افقی تعبیه می شود، در مواردی، کانالهای افقی به شاخه هایی جهت عبور برخی از لوله ها تا موتور خانه و کانال هایی برای لوله های فاضلاب تا سپتیک تانک و کانالی جهت عبور لوله های آب سرد و گرم تقسیم می شود؛ اما درکانال های عمودی، کلیه لوله به صورت مجتمع عبور می کند.

توجه: در بعضی موارد، قسمت جلوی کانالهای عمودی کلاً به وسیله در باز و بسته
می شود. با میله گذاری در دیوار کانال، می توان از آن به عنوان نردبان استفاده کرد، اگر در سیستم لوله کشی اشکالی بروز نماید، درپوش عمودی و یا افقی کانال را باز می کنیم و پس از رفع نقیصه آن را می بندیم.

در ساختمانهایی کوچک، برای تأسیسات، چنین کانال کشی انجام نمی شود اما در این بناها، نقشه های تأسیساتی می تواند مشخص کننده مسیرها باشد تا در مواقع لزوم بتواند اشکالات را رفع کند.

به طور خلاصه، اگر مسیر لوله های تأسیساتی و یا برق مشخص نباشد، به هنگام بروز اشکالات، سرگردانیها و گرفتاریهای فراواین به وجود می آید که باید با شکافتن، مسیر آنها را یافت. این عمل در مجموع باعث مشکلات و مسائل فراوانی خواهد شد.

مشخصات ویژه مصالح:

ساختن بنای مقاوم به دو عامل بستگی دارد:

الف) مصالح مرغوب و مقاوم

ب) اجرا صحیح و فنی

بدیهی است، نوع مصالح که در ساختمان به کار می رود، باعث پایداری و افزایش عمر ساختمان و با استفاده از نوع نامرغوب، نتیجه معکوس می شود.

به طور کلی، تعمیراتی که به خاطر رطوبت در آجرهای محلی انجام می شود، فراوان است در صورتی که در آجرکاری غیر محلی این نقیصه بسیار کم است و یا اصلاً نیست.

برخی از انواع سنگها مکش آب فراوان دارند که گاهی بیشتر حجم خود می باشد. نفوذ آب در آنها ضایعات جبران ناپذیری به وجود می آورند و در مواردی حق سنگ را حل می کنند.

به طور خلاصه تا 120 درجه حرارت پخته می شوند، هرگز نمی تواند یکنواخت و یکسان باشند.

به طور خلاصه، مشخص بودن نوع مصالح استفاده شده درشناسنامه هر پروژه الزامی است و در زمان تعمیرات و یا پیشگیری های لازم می توان از آن استفاده کرد.

روش انبار كردن سیمان

در كارگاه ساختمانی محلهای مشخص را برای دپو سیمان، ماسه، شن و غیره تعیین می كنند. برای دپو سیمان ابتدا یك سری بلوك در سطحی مربع شكل روی زمین می چینند تا كیسه های سیمان روی بلوكهای قرار گرفته و با زمین در ارتباط نباشد، بعد از قرار دادن كیسه های سیمان روی بلوكها، یك پلاستیك بزرگ روی كیسه ها می كشند تا در صورت بارندگی یا وجود رطوبت هوا كیسه های سیمان خراب نشود این محلها میكسر دسترسی آسان داشته باشد و براحتی و در كوتاهترین زمان ممكن به دستگاه میكسر رسانده شود و بتن مورد نیاز تهیه شود.

روش انبار كردن میلگرد ها

میلگردها باید در محلی از كارگاه قرار گیرد كه براحتی جهت قطع و خم به محل مورد نظر رسانده شود، سعی می شود كه میلگرد در قطرهای متفاوت به صورت جداگانه قرار بگیرند تا به راحتی در دسترس باشند.

خم كردن میلگردها

این آرماتورها به این صورت خم می شوند، كه یك سری تخته روی پایه هایی قرار دارد و روی این

تخته ها سه یا چهار پایه فلزی محكم، در فاصله های مشخص سوار شده است كه میلگرد بین این پایه ها قرار گرفته و در اندازه های مشخص خم می شود. این اندازه ها توسط یك سری میخ ریز كه روی تخته نصب شده است، كاملاً مشخص است. البته برای خم كردن آرماتورهای یا ضخامت بالاتر از یك سری اهرم استفاده می شود تا براحتی در محل مورد نظر خم شود.

وسایل بالابری

در كار با فولاد و بالا بردن آن تا جایگاه نهایی اش، اغلب جرثقیل های متحرك و جرثقیل های برجی را به كار می برند. تعدادی وسیله بالابری دیگر هم هستند كه در كار ساختمانی فولادی از آنها بسیار استفاده می شود. دیرك یكی از ساده ترین وسایل بالابری موتوری است. می توان از دو یا چند دیرك كه همراه با یكدیگر به كار برده شوند، برای بلند كردن قطعات بزرگ مانند دیگر بخار یا مخازن استفاده كرد. جرثقیل برجی شاید متداولترین وسیله بالابری در ساختن ساختمانهای بلند است. از جمله مزایای جرثقیل برجی این است كه می توان آن را با پیشرفت كار ساختمانی، به آسانی از یك طبقه به طبقه دیگر ارتقا داد.

جوشكاری

جوشكاری باید بخوبی انجام گیرد تا استحكام اتصال كافی ایجاد كند. معدودی از موارد اصلی جوشكاری در این قسمت شرح داده می شود.

تمام ناظرین و بازرسان باید بتوانند نمادهای استاندارد جوشكاری را تفسیر كنند. انواع اصلی جوشهای سازه ای عبارتند است از جوش كنجی، جوش شیاری (لب به لب یا جناغی) و جوش پرچی یا مسدود.

دیگر موارد لازم برای دستیابی به جوش رضایتبخش، علاوه بر استفاده از جوشكاران ورزیده عبارت اند از آماده سازی درست فلز كار، به كار بردن الكترودهای مناسب و همچنین استفاده از شدت جریان برقی درست، توجه به مقدار ولتاژ و تنظیم قطبیت.

چندین روش و ارسی برای تعیین كیفیت جوشكاری در اختیار داریم. روشهای آزمونی عبارتند از وارسی چشمی، آزمون مخرب، وارسی پرتونگاری، وارسی فراصوتی، وارسی ذرات مغناطیسی و وارسی مایع نافذ.

وارسی چشمی سریعترین، آسانترین، و پر مصرف ترین روش كنترلی جوشكاری است. به هر حال، وارسی چشمی وقتی موثر است كه ناظرانی ورزیده و آموزش دیده به آن بپردازند. در عین حال، این روش كمترین قابلیت اتكا را برای اطمینان از كفایت جوشكاری دارد. در روشهای كنترل كیفیت جوشكاری اساساًً آزمون مخرب را انجام می دهند و نیز در صورتی كه روشهای آزمون غیر مخرب حاكی از كیفیت مشكوك جوشكاری باشد انجام آزمون مخرب ممكن است برای تعیین استحكام واقعی جوشكاری لازم شود. بررسی پرتونگاری جوشكاری با تهیه تصویر پرتوی ایكس از جوش انجام شده، صورت می گیرد. پرتو نگاری اگر به درستی انجام شود، می تواند نقصهایی را كه ریزی آنها به كوچكی 2% ضخامت درز جوش داده شده است، مشخص كند. در وارسی فراصوتی از بسامدهای با ارتعاش زیاد برای تشخیص نقصها استفاده می كنند. ماهیت پیامدهایی كه از محل جوش بازتاب پیدا می كند، نشانی، نوع، اندازه، و محل هر نقصی را مشخص می كند. وارسی ذرات مغناطیسی عبارت است از كاربرد ذرات مغناطیسی كه روی جوش انجام شده پخش می شوند تا نقصهای سطح یا نزدیك به سطح جوشكاری را مشخص كند. البته از این روش نمی توان در مورد فلزات غیر مغناطیسی، مثل آلومینیوم استفاده كرد.

وارسی مایع نافذ با پاشیدن مایعی نفوذ كننده بر روی جوش انجام شده، خشك كردن سطح، و سپس استفاده از سیالی برای ظهور كه محل نفوذ مایع نافذ را در جوش نشان می دهد، انجام می گیرد. این روش ارزان است و به آسانی می توان آن را به كار بست، اما به كمك آن فقط می توان درزه هایی كه تا سطح گشوده هستند، مشخص كرد.

تیرچه

اگر برای پوشش سقف از طاق ضربی استفاده می نماییم ناچاراً باید همانند ساختمانهای آجری توضیح داده شد تیرآهن هایی با شماره محاسبه شده روی تیرها كشیده و بنی این تیرآهن ها را طاق ضربی بزنیم این تیرچه ها ممكن است سرتاسری بوده و از روی تیر ها عبور نماید، در این صورت باید محل برخورد تیرچه و تیر جوشكاری شود. بدیهی است در این حالت كلفتی تیر از زیر دیده می شود كه باید به وسیله سقف كاذب پوشانیده شود و یا طبق نظر مهندس معمار اقدام گردد و یا تیرآهن های توی دل پلها كارگذارشته می شود كه در این صورت باید حتماً هر دو سر آن از یك طرف به وسیله یك عدد نبشی نمره 5 یا 6 به تیر متصل گردد و تیرچه باید حتماً از یك طرف زبانه بشود و در غیر این صورت با اندازه ضخامت بال پل از زیر اختلاف سطح به وجود می آید كه باید به وسیله گچ وخاك و سفید كاری پر شود و سقف بار بیشتری را تحمل نماید.

چنانچه برای تیر و تیرچه از یك شماره تیر آهن استفاده شود در این صورت تیرچه می باید از دو طرف زبانه شود.

در سقفهای طاق ضربی با توجه به خیز طاق كه در افق به تیرآهنهای جانبی خود وارد می نماید، كه این نیرو در جهت طاقهای میانی به وسیله طاق پهلویی خنثی می شود ولی در آخرین دهانه این نیرو باعث می شود كه تیرآهن ها را به كنار رانده در نتیجه طاق فرو ریزد، برای جلوگیری از این كار آخرین تیرآهن را حداقل در دو نقطه به تیرآهن ما قبل آخر می بندند و این كار معمولاً وسیله میلگردهایی به قطر 10 الی 12 میلیمتر انجام می شود به این میله گردها میله مهار گفته می شود.

البته از میله گرد د رنقاط دیگر ساختمان مانند سقف كاذب و غیره نیز استفاده می شود، از نبشی برای تكیه گاه تیرها و همچنین برای اتصال تیرچه ها به تیرها و اتصال ستون به صفحه زیر ستون استفاده می شود.

پله

پله از لحاظ ارتباط طبقات یكی از مهمترین قسمت های ساختمان محسوب می گردد ولی به علت آنكه از این فضا به نسبت فضاهای دیگر ساختمان از لحاظ زمان توقف كمتر استفاده می گرددهمیشه سعی بر این است كه حداقل فضای ممكن برای پله در نظر گرفته شده و حتی المقدور مكانهای روشن و آفتابگیر ساختمان را برای پله اختصاص ندهند.

بطور كلی هر قدر ارتفاع پله زیادتر باشد تعداد مورد نیاز برای عبور از طبقه ای به طبقه دیگر كمتر بوده در نتیجه قفسه پله یا فضای لازم برای ایجاد پله كمتر است ولی ارتفاع پله كاملاً بستگی به محل استفاده و اشخاص استفاده كننده از آن را دارد مثلاً ارتفاع پله برای طبقات آپارتمانی مسكونی در حدود 16 تا 20 سانتیمتر در نظر گرفته می شود زیرا 80 درصد استفاده كنندگان آن در سنینی هستند كه به راحتی می توانند از پله ها پایین و بالا بروند (اشخاص مسن تر و كودكان خردسال بیشتر وقت خود را در منزل می گذرانند) و همچنین ارتفاع پله موتور خانه و یا انبار را در حدود 20 تا 25 حتی 50 سانتیمتر در نظر می گیرند زیرا 99 درصد استفاده كنندگان این قسمت از ساختمان را اشخاص جوان تشكیل می دهند و همچنین ارتفاع پله مكانهای عمومی مانند ایستگاه راه آهن و یا بیمارستانها و یا ادارات عمومی را در حدود 15 تا 17 سانتیمتر در نظر می گیرند زیرا از این نوع پله ها اجباراً افراد در هر سنی استفاده

خواهند نمود.

ارتفاع پله در قصرهای بسیار مجلل و لوكس كه فضای لازم برای ساختن پله دارد كه

در این حالت نیز پله ها را در حدود 15 سانتیمتر و یا كمتر در نظر گرفته می شود.

كف پله تابع دو عامل است:

1-    طول كف پله

2-    طول قدم

طول كف پای یك آدم معمولی در حدود 30 سانتیمتر است در این صورت برای اینكه عبور و مرور از روی پله آسان باشد كف پله باید در حدود 30 سانتیمتر باشد كه با توجه به 2 سانتیمتر دماغه پله جمعاً كف پله در حدود 32 سانتیمتر خواهد شد.

در مورد دوم با توجه به اینكه طول یك آدم معمولی در حدود 63 تا 65 سانتیمتر می باشد برای اینكه بتوان پله ها را پشت سر هم و بدون توقف و به راحتی و با قدم معمولی طی نمود می باید مجموع دو برابر ارتفاع بعلاوه كف پله عددی بین 63 تا 65 سانتیمتر باشد طبق فرمول زیر :

2h + b = 63    تا   65

كه در این فرمول h ارتفاع پله و b كف پله می باشد.

اگر تعداد پله هائی كه پشت سر هم قرار دارند در حدود 8 تا 12 پله باشند (مانند پله هائی كه دو طبقه یك ساختمان را در هر گردش به هم مربوط می نماید) كف پله نمی تواند از 23 تا 33 سانتیمتر بیشتر باشد. زیرا اگر كف پله از این مقدار پهن تر باشد استفاده كننده از آن در موقع بالا رفتن با توجه به آنكه طول قدم انسان در حدود 63 سانیتمتر با توجه به آنكه طول قدم انسان در حدود 63 سانتیمتر است ناخودآگاه هر قدم خود را روی پله بعدی قدری عقب تر گذاشته و روی پله هشتم یا نهم پنجه پای او روی لبه پله قرار گرفته و ممكن است تعادل خود را از دست داده و به جلو خم شود ولی در مورد پله های جلوی ساختمان كه معمولاً تعداد آن در حدود 3 یا 4 پله می باشد می توان از كف پله پهن تر نیز استفاده نمود.

حداقل عرض پله ساختمانهائی كه زیاد بزرگ نبوده و از روی آن عبور و مرور دو طرفه انجام می شود در حدود 100 سانتیمتر در نظر گرفته می شود زیرا بطوریكه می دانیم عرض شانه یك نفر مرد در حدود 60 سانتیمتر است(عرض شانه خانم ها كمتر می باشد) و با توجه به اینكه اگر دو نفر بخواهند از نزدیك یكدیگر عبور نمایند ناخودآگاه قدری شانه خود را به سمت طرف مقابل كج می نمایند، عرض 100 سانتیمتر برای عبور دو نفر از كنار یكدیگر كافی می باشد ولی برای آپارتمانهای چند طبقه كه شدت رفت و آمد زیادتر است عرض پله را در حود 120 سانتیمتر و یا بیشتر در نظر می گیرند. در مورد پله های كم رفت و آمد مانند پله هائی كه به بام ختم می شوند و از آنها فقط برای برف روبی و یا سركشی به بام استفاده می شود عرض 55 تا 60 سانتیمتر كافی می باشد.

محاسبه پله

برای محاسبه پله ابتدا باید فاصله كف طبقه پایین تا روی كف طبقه بالا را دقیقاً تعیین نمود. مثلاً فاصله كف طبقه پایین تا زیر سقف 250 سانتیمتر و كلفتی سقف را هم 30 سانتیمتر به آن اضافه می كنیم كه جمعاً 310 سانتیمتر می شود حال برای محاسبه مقدماتی بر حسب نوع استفاده پله ارتفاعی دلخواه برای پله در نظر می گیریم مثلاً 17 سانیتمتر از تقسیم 310 بر 17 تعداد پله به دست می آید كه 18 عدد می باشد و معلوم می شودكه ارتفاع دقیق پله را باید در حدود 2/17 سانتیمتر فرض كنیم تا 18 عدد پله داشته باشیم آنگاه با توجه به اینكه 18 ارتفاع 17 كف پله  می خواهد و اگر فرض كنیم این پله U شكل باشد و 9 عدد پله در گردش اول و 9 عدد پله در گردش دوم لازم داریم و اگر كف پله را 30 سانتیمتر فرض كنیم جمعاً فضایی به طول 240 سانتیمتر برای 9 عدد پله كه 8 عدد كف پله می شود، لازم داریم و با توجه به دو عدد پاگرد در ابتدا و انتهای پله اگر طول هر كدام را 20/1 در نظر بگیریم جمعاً فضایی به طول 80/4 و عرض 5/2 متر برای ایجاد پله مورد نیاز است. (10 سانتیمتر برای چشم پله و 120 سانتیمتر برای گردش اول و 120 سانتیمتر برای گردش دوم)


برای خط كردن پله بعد از تعیین ارتفاع و كف پله معمولاً با تراز و متر پله را خط می كنند برای اینكار ابتدا حدود عبور پله را زاویه ای 30 تا 35 درجه با افق تشكیل می دهد روی دیوار مجاور آن با گچ سفید می كنند آنگاه محل اولیه پله را تعیین كرده و به وسیله قسمت شاقول تراز خط عمودی رسم می نمایند آنگاه به اندازه ارتفاع پله روی این خط با متر جدا كرده و به وسیله قسمت افقی تراز خطی به این نقطه عمود نموده و به اندازه كف پله روی خط اخیر با متر جدا می كنند و بهمین ترتیب ادامه داده تا به پاگرد برسند. باید توجه داشت كه معمولاً پهنای پاگرد مقدار تعیین قبلی به اضافه یك كف پله می باشد.

در موقع نصف كف پله معمولاً در حدود 2 یا 3 میلیمتر به آن شیب می دهند كه این شیب شستشوی پله را راحت تر می كند.

سقف تیرچه بلوك

برای اجرای سقف های تیرچه بلوك در ساختمانهای فلزی از تیرچه های آماده استفاده می شود، تیرچه ها به این صورت ساخته می شود كه در قالبهای مخصوص یك سری آرماتور با قطر معین و با طول مشخص (با توجه به دهنه و فاصله ستونها نسبت به هم) قرار داده می شود. بعد یك آرماتور به صورت زیكزاكی از این آرماتورها به آرماتورهای كه در ارتفاع 30 سانتیمتری از آرماتورهای پایینی قرار دارد بسته می شود(جوش می شود)، بعد در قالب بتن ریخته شده و تیرچه آماده می شود.

برای تیرچه گذاری سقف ابتدا تیرچه ها را بالا می كشند بعد دقیقاً به فاصله یك بلوك از هم روی سقف می چینند. باید توجه داشت كه اولین بلوك قرار داده شده بین دو تیرچه از یك طرف (طرفی كه رو به تیر اصلی است) باید توسط لایه نازك سیمان بسته شود تا اینكه در هنگام بتن ریزی سقف بتن وارد بلوك ها نشود و سقف بیش از حد سنگین شود. بعد از اینكه تیرچه ها را گذاشتیم بین آنها بلوك قرار می دهیم. باید توجه داشت كه دهنه های با فاصله زیاد نیاز به شناژ مخفی دارد. پس در این دهنه ها در فاصله های 5/1 متری حدود 15 تا 20 سانتیمتر بین بلوك ها را خالی می گذاریم. در این فاصله خالی دو آرماتور به صورت عمود بر تیرچه ها می بندیم تا هنگام بتن ریزی شناژ مخفی به درستی اجرا شود. این شناژ مخفی برای این است كه از خیز اضافه حاصل از وزن بتن ریزی روی تیرچه بكاهد.

بعد از قرار دادن بلوك بین تیرچه ها نوبت به قرار دادن آرماتورهای حرارتی می رسد. آرماتورهای حرارتی به این صورت روی سقف پهن می شود كه به صورت شبكه در فاصله های مشخص روی سقف به آرماتورهای بالایی تیرچه بسته می شود. هنگام سفت شدن بتن و از دست دادن آب یك سری تنش در سقف ایجاد می شود كه تنش های حرارتی است و آرماتورهای حرارتی این تنش ها را می گیرد بعد از بستن آرماتورهای حرارتی باید قالب های دور تیرهای اصلی (از بیرون) را بست. برای این منظور جهت رعایت شدن Cover مناسب میلگردها یك سری لقمه از بیرون به آرماتورهای تیرهای اصلی بسته شده و بعد قالب های تمیز و روغن زده شده را دور تیرهای اصلی می بندیم، با اتمام این كارها و تایید مجدد آرماتوربندی و آرماتورهای تقویتی و خاموتها توس مهندس ناظر نوبت به بتن ریزی سقف می رسد. بتن با طرح اختلاط مشخص در میكسر ساخته می شود و توسط بالابر به روی سقف انتقال داده شده و قسمت به قسمت روی بتن ریخته می شود، بعداز ریختن بتن باید با ویبراتور بین بتن را خوب ویبره زد. برای این منظور شلنگ لرزاننده ویبراتور را چندین قسمت به آرامی حركت می دهیم تا بتن خوب ویبره زده شود. اگر در بتن ریزی بنا به دلایلی وقفه ایجاد شد یك سطح شیبدار توسط بتن درست می كنند. بعد هنگام بتن ریزی مجدد ابتدا دوغاب سیمان به سطح شیب دار زده و بعد بتن ریزی قسمتهای دیگر سقف انجام می شود، بعد از بتن ریزی(چه در بتن ریزی سقف و چه در بتن ریزی ستون) و خشك شدن بتن باید تا سه روز، هر روز دو نوبت به بتن آب داد و روی آن آب ریخت، می توان گونی خیش را نیز روی بتن قرار داد تا از تابش مستقیم خورشید به بتن و سریع خشك شدن سطح بتن جلوگیری كرد تا بتن اصطلاحاً خوب عمل آید.


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 11 اردیبهشت 1391 04:18 ب.ظ